کسانی ک منو میشناسن میدونن که من چقد تودارم.چقد کم حرف میزنم.هیچکس نمیتونه تو جمع تشخیص بده من شادم یا غمگین.هیچوقت تو یه جمعی درون خودمو نشون نمیدم.اما وقتی دیشب خواهرم گفت عقد کردی و هفته قبل مراسم گرفتن برات ؛یهو مات موندم.ذهنم و دهنم با هم قفل شد.هیچوقت باور نمی کردم.از دیشب به شدت احساس تنهایی میکنم.هیچوقت فکر نمی کردم بعد از من ازدواج کنی.فکر میکردم همونطور که من ایقد دوستت دارم که بعد از تو ازدواج نکردم تو هم ........
تنها خواهشم اینه اینو اگه خوندی برام یه کامنت بزاری.ولی خیلی نامردی.
برچسب: ؟؟؟؟؟,
نویسنده: یگانه خوشنام